السيد الطباطبائي
53
مهر تابان ( طبع قديم ) ( فارسى )
جلّ معناك أن يحيط به الشّعر * و يحصى صفاته النّقّاد « 1 » [ مسلك عرفانى علّامه طباطبائىّ ] مسلك عرفانى استاد ، مسلك استاد بىعديلشان مرحوم آية الحقّ سيّد العارفين حاجّ ميرزا على آقاى قاضى ؛ و ايشان در روش تربيت مسلك استادشان آقاى سيّد احمد كربلائى طهرانى ؛ و ايشان نيز مسلك استاد خود را مرحوم آية الحقّ آخوند ملا حسينقلى در جزينى همدانى رضوان الله عليهم اجمعين را داشتهاند كه همان معرفت نفس بوده است ؛ كه ملازم با معرفت ربّ بوده ؛ و بر اين اصل روايات بسيارى دلالت دارد . و آن بعد از عبور از عالم مثال و صورت ؛ و بعد از عبور از عالم نفس خواهد بود كه عند الفناء عن النّفس بمراتبها يحصل البقاء بالرّبّ ؛ و تجلّى سلطان معرفت وقتى خواهد بود كه از آثار نفسانيّه در سالك هيچ باقى نمانده باشد . و از شرائط مهمّ حصول اين معنى مراقبه است كه در هر مرحله از مراحل ، و در هر منزله از منازل بايد به تمام معنىالكلمه حفظ آداب و شرائط آن مرحله و منزل را نمود ؛ و الّا بجاى آوردن عبادات و اعمال لازم ، بدون مراقبه حكم دوا خوردن مريض با عدم پرهيز و استعمال غذاهاى مضرّ است كه مفيد فايده نخواهد شد . و كليّات مراقبه كه بر حسب منازل مختلف ، جزئيّات آن متفاوت است ، در پنج چيز خلاصه مىشود : صمت و جوع و سهر و عزلت و ذكرى بدوام * ناتمامان جهان را كند اين پنج تمام مرحوم استاد به دو نفر از علماء اسلام بسيار ارج مىنهادند و مقام و منزلت آنان را به عظمت ياد مىكردند : اوّل سيّد اجلّ علىّ بن طاوس اعلى اللّه تعالى مقامه الشّريف ؛ و به كتاب اقبال او اهميّت مىدادند و او را سيّد اهل المراقبه مىخواندند . دوّم سيّد مهدىّ بحر العلوم اعلى اللّه تعالى مقامه و از كيفيّت زندگى و سلوك علمىّ و عملىّ و مراقبات او بسيار تحسين مىنمودند ؛ و تشرّف او و سيّد بن طاوس را به خدمت حضرت امام زمان ارواحنا فداه كرارا و مرارا نقل مىنمودند ؛ و نسبت به نداشتن هواى نفس ، و مجاهدات آنان در راه وصول به مقصود ، و كيفيّت زندگى و سعى و اهتمام
--> ( 1 ) سفينة البحار ج 1 ص 437 از صفىّ الدّين حلّى شاگرد محقّق حلّى در ضمن قصيدهايست كه دربارهء امير المؤمنين سروده است و معناى آن اينست : اخلاقهائى دارى كه از شدّت لطافت ، نسيم را شرمنده نمايد ؛ و بأس و شدّتى كه از آن جماد ذوب گردد معناى تو بزرگتر است از آنكه بتواند شعر او را در بر گيرد ؛ و حسابگران نمىتوانند صفات و مزاياى معناى تو را به شمارش آورند .